محمد بهترين خواننده ايروني free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
آخه يكي نبود به من بگه تو كه حسابان سوم دبيرستانتو به زور پاس كردي عقل تو كلت نبود رفتي رشته مكانيكو واسه دانشگاهت انتخاب كردي ؟؟
حتما نبوده ديگه
بدبختي اينجاس از اين ۱۹ واحد فقط ۱۱تاش مربوط به فيزيكه
خير سرم مكانيك به كل همش فيزيكه
من الان حق ندارم مامانمو بخوام ؟؟ ![]()
يادش به خير يه زماني يه عمويي داشتيم اونم رشتش مكانيك
بود . بهم ميگفت يادم باشه ترم ۵ و ۶ كه بودي يه احوالي ازت بگيرم
اون موقع داغ بودم نميفهميدم چي ميگه ! ولي حالا ...
خلاصه امروز رفتيم كلي بالا پايين كرديم و خدا تومان پول علي الحساب ريختيم تو حلقشون تا مابقي واسه بعد باشه . هنوز تاريخ شروع كلاسا و برنامه كلاسا و اينارو نميدونستيم خداتا اعتراض ريخت رو سر اين بدبختا !
من هي ميگفتم اونا هي رد ميكردن . خلاصه يكي از اون دور داد زد گفت خانم ... بابا تو راس ميگي فقط دست از سرمون بر دار منم
كه به اعتراضم رسيدگي ميشه !!
البته خودم ميدونم همش كشكه ها
تو اون گيرو دار فقط ميخواستن منو بپيچونن
ولي خب در هر صورت نبايد كم مياوردم ![]()
تا يكي ۲ ساعت پيش غمبرك زده بودم كه اين تحصيلي كه من ميكنم يه وقت نكشه به ترم هاي ۱۲ - ۱۳ يا شايدم ۱۴ و ۱۵
ولي مامان و خالم يه كمي دلداريم دادن . الان خوبما
اصلا نگران نباشين ![]()
ديگه خلاصه خدا به دادمون برسه ![]()
تنها چيزي كه از اين مطلب ميشه برداشت كرد اينه كه من بيچاره شدم و بايد مثل خر بشينم فقط درس بخونم
. نت تعطيل . فوتبال تعطيل . گردش و مردش هرگز . از همه بدتر بايد از خوابمم بگذرم
ولي من كه ميدونم
هم نت هم فوتبال هم گردش هم خواب . اونم ۱۲ ساعت در روز ![]()
خلاصه همون كه اول گفتم . قراره مشروط شم
آرژانتيييييين
البته بگم من از برزيل هم اصلا خوشم نمياد ولي آرژانتين![]()
امشب هم يادتون نره ها
نصف شب استقلال بازي داره
يه پارچ آب بزارين كنار خودتون كه وسط بازي خوابتون نبره
البته بازي انقد هيجان داره كه لازم نيست نگران خواب باشيد
فعلا
....
بگم برگشتنمم دائمي نيستا . اعتباريه اونم از نوع ايرانسل ![]()
چندتا از دوستام ميگفتن تورو خدا وقتي برميگردي اين قالبتو عوض كن خدايي خز شده . راس ميگنا
ولي من عوض نميكنم
. چون هم سادس هم زود لود ميشه نياز نيست از اين شكيبا باشيدا بزارم
هم اينكه آبيه
بگم از اين مدتي كه نبودم . حسابي بزرگ شدم . احترام بزارين
دانشگاه قبول شديم اونم مكانيك ! البته چه دانشگاهي ! چشمتون روز بد نبينه ![]()
بپردازيم به توصيفش . اول بريم سراغ اصل مطلب .
كنار بوفه ( بوفه كه ميگم بوفه نيستا ! ماشالله رستورانه واسه خودش
) دستشويي داره ولي به خاطر اينكه كسي توش نره بالاش نوشتن انباري
. البته بماند كه بعضي از پسرا سواد ندارن و ميرن اونجا كارشونو ميكنن ! ![]()
فك نكنم كل كلاساش رو هم ۱۰ تا بشه
البته مزاح ميكنم ۲۰۰ تا كلاس قد و نيم قد داره
. يكي از كلاساش خيلي كوچيكه كه البته مهم ترين كلاس اون دانشگاه همونه
. بگذريم
دانشجوهاي توشم انقده با ادب و با سواد و محترم و با شخصيتن اصلا من موندم اينا چرا اومدن دانشگاه !!! جاشون توي كابينه ... بايد باشه
تو اون دانشگاه درس بخون در كنار هر غلطي خواستي بكني بكن . ولي واي به حالت اگه درس نخوني . مريم مقدس يا حضرت يوسف هم باشي انگ معتاد بودن ، دزد بودن ، سياسي بودن ، رفيق باز بودن يا حتي جاسوس CIA هم بت ميزنن .
اسم نميارم ممكنه بشناسين . مسئولين اونجا هم واسه خودشون محترم . احترامشونم واجب . حداقل تا زماني كه اونجا داري درس ميخوني
. ولي خدايي يه حراستي داريم اونجا ماه
. مسئول امور مالي مونم خيلي خوبه
. البته اينا اسمشون اينه
. بزاريشون ميان تدريسم ميكنن . مثلا يكي اونجاس هنوز هويت اصليش مشخص نشده ! از خودش ميپرسي تو واقعا اينجا چي كاره اي ! طفلي جوابي نداره بده
.ما بش ميگيم سيستم ! ![]()
يه استادم داشتيم چشمتون روز بد نبينه . عينهو همكار سرگرد صادقي ( رستگاران ) .
دختر پسرا هم كه همه باهم خواهر برادر ! آه ![]()
كلا به آكسفورد گفته برو من بعدا ميام !![]()
جومونگ هنوز تهرانه ؟
طفلي پدرشو در آوردن انقد اينور اونورش كردن
. ميگم اين بشر تو اين وضعيت آشوب كشورمون دل درد داشت اومد ايران ؟ آها يادم نبود اوضاع ايران خيلي هم بسامانه ! ![]()
يكي از عزيزان ميگفت اين كه اين همه به مردم چوسان قديم علاقه داشت يكي بش بگه آقا كشور ما تو 2 ماه نزديك 80 تا شهيد داد . البته شهيد نه منافق !
مرگ بر شاه !
راستي ماه رمضونه . روز نمازتون قبول درگاه حق . انشالله . ما رو هم دعا كنين . يه كمي هم اين بيچاره هايي كه زندوني شدن ( هيچ كي هم نميدونه چرا ) و بد ترين مجازات هارو ( ... ) دارن تحمل ميكنن دعا كنين .
چي بگم والا !
در مورد فوتبال هم نميشه حرفي زد. چون اگه از همين الان بخوام لو بدم كه استقلال قهرمانه به كل هيجان ليگ ميخوابه
![]()
فعلا ...
مخصوصا سحر جونم که خیلی بهم محبت داره ( نمیدونم این دختره از کجا پیداش شده هی محبت میکنه به ما
) به هر حال عزیزم منم لاو دارم تورو ![]()
و جناب سیریش خان والا که پدرمو در آورد انقد ...
بی خیال
نبودیم و نیستیم ...
پام خوب شد راستی
فعلا منتظریم که دیه بگیریم بریم خط بخریم . آخه خط قبلیمو فروختم عین اسب رفتم ایرانسل گرفتم ![]()
حالا پول خط کجا رفت بماند
نه بزار نماند . همش رفت تو جیب مخابرات
دادم ADSL گرفتم
( به قول رضا خدایا دیوانگان را شفا عنایت بفرما ) آمییییییییییییییین
کلوبم که فیلتر شد . الهی شکر . این ... مملکت رو میرسونه !! بزار ما دخالت نکنیم میان همین یه وبلاگ چسکی مارو هم فیلتر میکنن
. روشون سیاه با اینکه فیلتره اما بازم 2100 تا آنلاین داره ![]()
این چند روز اونقدر شوکای خفن بم وارد میشه که فکر کنم یکی از اون بزرگاش فقط بتونه به وضعیت طبیعی درم بیاره . ![]()
اولیش مامان یکی از دوستام بود . میخواد قلبشو عمل کنه
دومیش خبر فیلتر شدن سایت کلوب بود .
سومیش گرفتن نمره ۲۵ صدم از درس شیمی بود
چهارمیش
دادن شماره یکی ام افملا که امحقدل مکل بود ولی امف بب عففقکنل بده
پنجمیش چت کردن با مهدی بعد ۷ ماه بود
ششمیش احوال پرسی دبیر دیفرانسیلم از ... بود
نمیدونم اون از کجا این چیزارو میفهمه !!
هفتمیش بعد از شوک چهارم اتفاق افتاد
که این دیگه واقعا قابل گفتن نیست ![]()
تازگیا خفن رفتم تو فکر درس خوندن . آخه هر طرفو که نیگا میکنم این داره مکانیک میخونه . اون داره مامایی میخونه . اون داره الکترونیک میخونه . اون یکی صنایع !! این یکی آی تی . اصلا فاز غم گرفتم . میگم بشینم یه کم درس بخونم ![]()
البته فعلا فقط تو فکرشم . فک نکنم عملی شه
اصلا نگران نیستم . ۴ سال مونده تا کنکور
حال نوشتنم پرید یه هو رفتم تو فاز غم ![]()
سحر اینقد اذیتم نکن تورو خداااااااااااااااااا
فعلا بای
راستی
استقلال تاج آسیا
دلم برا دنياي بلاگفا تنگ شده بود
يه عده ميومدن رفته بودن رو اعصابم اونم با كفش سربازي
.خداروشكر نيستن !! نميدونم شايد بازم بيان . بلا به در ايشالله
.
يه مدته نبودم اصلا نميدونم چي بودم !! چي مي گفتم !!
واي بازي لنگ با سپاهان . ( تاريخ دقيق ۱۰ دي ۸۶ ) توي خاطره ها بمونه !! ۲-۱ باختن
يكي اومده ميگه خوب شد ۵-۰ نباختيم !! من كه منظورشو نفهميدم !! لنگيه ديگه !!
قررررررررررمززززززززززززززز !! پيف . خلاصه خيلي حال ميدن اين لنگيا ! نكبتم كه توي نود ثابت كرد كه دلش هنوز با استقلاله ( غلط كرد ؛ بچه همه چي فروش
)
اول بگم پام شكست
جلو مردسه بودم كه يه وحشي اومد از روپام رد شد !! الان پام تو گچه
شمارشو برداشتم رفتم كلانتري . گفت خانوم بايد بري دادگستري منم رفتم و خلاصه شكايت و اينا !!
پدرشو در ميارم . از رو پا من رد ميشه !!!
( شانسم نداريم يه پيكان بود
)
ولي به جاش حال ميده . هيچ كاري نميكنم همش پاي كامپيوتر و خواب و پركردن شكم !
البته يه گه گاهي درسم ميخونم . فعلا كه هنوز امتحان ديفرانسيل ندادم ميدونم اونو افتادم
.
دبير ديف اومده ميگه ااااااااااا خاطي چي شدي ؟؟ اونقدر شيطنت كردي كه پات اينطور شد ؟؟ گفتم خانوم چي ميگي !!
اون روزي كه گفتي بيا اينجوري شدم !! ميگه وا يعني به خاطر من بود ؟؟ گفتم نه به خاطر عمه ام بود
.
شانسو ميبيني خواستم واسه دوستام يه جشن الكي بگيرم يه كم كادو جمع كنم
( آخه ۱۳م تولدمه ! به قول جناب لوك كه همون افشين خان قطبي باشن : كادوهايي كه ميگيرين حتما بين المللي باشه !! )
هر روز ساعت 7 صبح ميرم كلانتري بعد 1 ساعت ميگه برين دادگاه ميريم دادگاه بعد 2 ساعت ميگه برين شوراي حل اختلاف ميريم شورا بعد 1.5 ميگه بعد از ظهر بياين
. ساعت ميشه 12 ميايم خونه . ساعت 4 ميريم شورا ميگه چرا الان اومدين قاضي نيومده فردا ...
فردا ساعت 7 پا ميشي ميري كلانتري تا ....
خودمم باورم نميشه الان 11 روزه هنوز نتونستم قاضي رو ببينم
!!!! مملكت ايرانٍ و يه قانون خوشگلش . عدالللللللللللتتتتتتتتتتت !! اون ترازوهاي دم دادگستري منو كشته !!!!!!
دارم آهنگ گوش ميكنم يه هو آهنگ مرهم اومد، اصلا يادم رفت چي ميگفتم ... !!!
حال ديگه گچ بودن پا اينه كه توي مردسه هواتو دارن . مدير مياد زير بغلمو ميگيره . مراقبا ميگن چيزي نميخواي عزيزم !!! هر وقتم ميخوام تغلب كنم خم ميشم به هواي اينكه پام درد ميكنه !! تازه آخرم خودشون ميان ازم برگه ميگيرن .
اما بگم از ضد حالاش !!! ديگه نميتونم ول بچرخم نميتونم بدووم دنبال ماشين پليس كه ارازلو تحوليشون بدم ، صبح تا شب ، شب تا صبح تو خونه
!!!!!! مني كه فوتبال سريال يا فيلم سينمايي رو هم ايستاده نگاه ميكردم حالا بايد همش بشينم !!
چند روز پيشا يكي از اون ارازلاي دم مردسمون اومد منو ديد !! مي گفت اااااااااااااااااااااا ايليارووووووووووو
ببين چي شده !! گفتم بزا خوب شم ميام باز حال همه تونو ميگيرم . كمپوت ميارم ملاقاتتون .. !!
و از همه بدتر تولدم كه گذشت هيچ كي بهم كادو نداد چون نتونستم برم كادوهارو ازشون بگيرم . زاخاراي من اينن ديگه بايد بري هديه رو از تو حلقشون بيرون بكشي.
خلاصه اينكه ايشالله هيچ كي پاش نره تو گچ !!!
۴-۵ روزي هم كه تيران داره ميبرفه روزنامه نمياد !! فكر كنم گير ميكنن تو راه !! هر روز از ساعت 11 صبح التماس كن مامااااااااااااااااااان برو روزنامه بگير تا ساعت 7 بعد از ظهر. وقتي هم كه راضي ميشه بره بر ميگرده ميگه نيومده
!!! ( اينم از عالم پا گچي !)
مامانم ميگه از وقتي پات اينجوري شده دقيقا مثل سگا شدي !! به اعتقاد خودم قبلا هم مثل سگ بودم . حالا ببين ديگه چي شدم كه مامانمم فهميده
!! راست ميگه اصلا حوصله هيچي ندارم . نه شام ميخورم نه نهار نه صبحانه . شبا ساعت 7 صبح خوابم ميبره و جاش ساعت 9 ميپاشم ( يعني پا ميشم ) !!
مني كه دفتر واسه ليگ برتر انگليس و لاليگا و سري آ داشتم و همه نتايج رو هفته به هفته با نوشتن اسم گلر و دقيقه گلش و كارت زردا و گلاب به روتون قرمزا مينوشتم الان اصلا نميدونم دفترام كجان !!! واسه پيدا كردنشون جايزه هم گذاشتم !!!
تو اين هيري ويري خبر مرگ آيدين مياد
چه قدر گريه كردم واسش
خدا رحمتش كنه !! حيف بود . من نميدونم چرا تا اين لنگيا هستن ...
. ميگن با نامزدش مرده آره ؟؟
يه چي بگم بين خودمون باشه ۴ ماه تو كاره يه ... بودم !! قرار بود روز ۵ شنبه ۶ دي روبه راه بشه !! از بخت منه فلك زده ۴ دي پام اينجوري شده !!
يك ماه ديگه عقب افتاد
گچ گرفتن پا هم عالمي داره . شكايت كردنم عالم جداي خودشو داره
و اما بگم براتون از كسايي كه ميان دادگاه !!
يكي پسر خودشو تحويل داده بود ميگفت معتاده بايد ترك كنه !! ( خدايي پسره خيلي تابلو بود جوون مردم شده عين سوسك !!)
2تا زنه از سر يه دختره دعواشون شده بود . مادر دخيه وقتي شوهرش ميميره دخي شو تنها ميزاره ميره شوهر ميكنه . حالا بعد 16 سال اومده ميگه من بچه مو ميخوام !!! مامان بزرگ دخيه ( مامان باباش ) و عمه اشم اومدن شكايت !!
وااااااااااااااااا يه زن و مرد اومده بودن طلاق بگيرن يعني زنه طلاق ميخواست . ميگفت حق و حقوقمو بده و طلاقم راحتم كن !! مرده ميگفت نميدم من دوست دارم
. زنه ميگفت من با تو نميتونم زندگي كنم
مرده ميگفت بدون من ميري با كي زندگي ميكني
زنه ميگفت شوهر ميكنم
!!!!!!!! نكته جالبش اينجاست كه هر دو دهه 90 رو طي ميكردن
!!!!!!!!! عجب اميدي دارن به زندگي ... به اينا ميگن جوون نه مني كه اميد فردامو ندارم !
يه دختره اومده بود طلاق بگيره . ميگفت 3 ساله زنشم همش كتكم ميزنه . دختره چند سالش بود ؟؟ 18 !!!!!!!!!!!! ( خاك به سرت تو يكي حقته. بايد طلاقت نده. تا تو باشي 15 سالگي شوهر نكني ) " درس عبرت "
آدم تو دادگاه همش ميخنده ! هر وقت دپرسيدي پاشو برو دادگاه صفا كن ...
يه رفقايي داشتيم قديم و نديم نميدونم زنده ان مردن !! چي شدن فقط خدا ميدونه !! البته احوال يكيشونو دارم دورا دور .
اونم خوبه زنده است !! فقط اينو ازش ميدونم ...
شنيدم عاشق شده !! خدا كمكش كنه . تو بد حفره اي افتاده !! واسش دعا كنين
اين رئالم اعصاب آدمو خورد ميكنه تا دقيقه 70 با تمام تماشاچياش ميره رو اعصاب آدم بعد اون تازه ميشه رئال !!
من برم ديگه !!
آبي بشيد و آبي بمونيد ...
تا بعد ...
خیلی سریع مینویسم
راستش دلم نیومد وبلاگ رو پاک کنم
من دیگه آپ نمیکنم
روزای خوبی بود
فعلا ![]()
خب سلام من از مشهد برگشتم
راستشو بخواين ما نشستيم حساب كرديم ديديم اگه بريم مشهد كل الاجمعين فقط هزينه هتلمون حدودا ۱ ميليون و ۲۰۰تومني ميشه
تازه بدون خرج خودمون و بنزين و سوغاتي و خريد و اينا . گفتيم اين چه كاريه
اين همه خرج بزاريم رو دستمون و آخرشم هيچ
. خلاصه اين مامان باباها واسه اينكه اين همه مدت كه با قلمو به دلمون صابون مايع ماليدن اومدن مارو ببرن بيرون كه دلمون نشكنه . ولي عجب بيروني... جاي همه انسانها خالي
مسافرتي بود بيا و ببين . اول اينكه ۱ روز بود !! دوم اينكه آدماش !!!! من اعتقاد دارم آدم جهنمم ميره اگه آدماش خوب باشن بهش خوش ميگذره .قرار بود با مادر بزرگمو و خالم كه هنوز ازدواج نكرده
و داييم كه هنوز زن نگرفته
و اون يكي داييم و زنشو و بچه ۶ سالشون بريم !!!
پدر بزرگم مرده
هرچي ميگم مامان آخه شماها همه پير به من چه !!!
آقا صبح ۵شنبه اومدن بالا سر منه از همه جا بي خبر بيدارم كردن كه چي ؟؟ ميخوايم بريم بيرون
آخه مادر من ساعت ۷ صبح برا چي مياي بالا سر من ميگي حاضر شو !!! خلاصه مامان از ۷ تا ۸:۳۰ هي گفت خاطره من هي گفتم الان هي گفت خاطره من هي گفتم باشه
تا اينكه ديگه مامانم عصبي شد راس ساعت ۸:۳۰ آن چنان دادي زد كه خودشم وحشت كرد . منم مجبور شدم پاشم
. نميدونستم چه خبره !! فقط بساطمو جم كردم و حاضر و آماده !!
آقا ۸:۳۰ شد ۹ . ۹ شد ۱۰ . ۱۰ شد ۱۱ . ۱۱ شد ۱۲ . ۱۲ شد ۱ . مامااااااااااااان گشنمه !! مامانم يه زنگ مشكوك زد به يه جايي و گفت بياين نهار نيمرو بخوريم بعد از نهار ميريم
. منم غررررررر برا چي منو ۷ بيدار كردي .
خلاصه نهاررو زديم و يه زنگ مشكوك به خونمون زده شد كه آقا ماشين دايي خرابه الان درست ميشه . ۲شد ۳ . ۳شد ۴ . ۴ شد ۴.۳۰ يه هو ديدم دايي تك و تنها اومد خونه ما !!
دايي تو اينجا چه كار ميكني ؟؟ من اومدم بريم ديگه !!
. نگو اين دايي قرار گذاشته كه با ما بياد بره ماشينشو بر داره و برو كه رفتيم .
يه هو مامانم زنگ زد خالم گفت كه پس ديگه شما نمياين ؟؟ خالم گفت كي گفته نميايم ؟؟ ما گفتيم قراره دوست شوهرم بياد. ولي انگار دختر خالم زنگ زده به دوست باباش گفته كه ما ميخوايم بريم بيرون نيا
عجب دختر خاله باهالي دارم . عين خودمه
. خلاصه اين خالم و شوهرش هم اومدن با دخترش كه تقريبا هم سنه منه و اون يكي دخترش و پسرش
. برو كه رفتيم . موقع خداحافظي خالم به مامانم گفت كه راستي فرزانه (خالم) با پسرش هم ميان
. صفا رو برو تو كارش .
توي حياط بوديم كه گوشيم زنگ زد ؟گفتم كيه پشت خط ؟؟
شوهر خالم بود
گفت مارو جا نزارين كه داريم ميايم . ديگه آخر عشق و حال و صفا بود كه پريدم تو ماشين . ساعت چند ؟؟ ۵:۵۰
.
هنوز از خونه دور نشده بوديم كه ديدم علي ( شوهر خواهرم ) زنگ زد . برداشتم گفتم ها
. ديدم خواهرمه !! گفت ما هم ميايم !! گفتم آخه خواهرم من تو با اين وضعت ؟؟؟ ( ۸ ماهشه !!
)
خلاصه من و مامانم و بابام اونقدر داد زديم كه راضي بشه نياد
. اومدم گوشي رو قطع كنم وقتي چشمم به بك گروند گوشي خورد ياد يه چي افتادم
. هدفن رو بر داشتم چپوندم تو ام پي تري پلير !! ( فارسي را پاس بداريم : نوك يك سيم بسيار بلند كه ۲ تا دايره دارد كه آنها درون گوش قرار ميگيرند را به درون سوراخي هدايت كردم كه متعلق به دستگاهي است كه ميتوان آهنگ هاي بسيار را با آن گوش داد
) خلاصه روشن كرديم و صفا. توي ام پي تري پلير حدودا ۲۰۰ تايي آهنگ بود ولي من فقط ۸تاشو گوش ميكردم
آهنگ هاي اميد علومي
. تا اومدم با آهنگها صفا كنم ديدم رسيديم دور يه ميدوني كه پرش ماشينو آدمه !! يا ابوالفضل چي شده ؟؟؟ آمريكا حمله كرده ؟؟
. وقتي نزديك شدم ديدم نه اينا همه همسفرامن !!
. ۶ تا ماشين كه توش ۲۰ نفر آدم بود !! البته با خودمون ..
خلاصه اومديم پايين خوش و بش كرديم و بپرين بالا كه دير ميشه !! جالب اينجاست كه اين همه آدم نميدونن كجا دارن ميرن
فقط داييم ميدونست كه اونم تا حالا نرفته بود !! فقط تعريفشو شنيده بود !!
دور ميدون پريدم تو يه مغازه يه ۶-۷ تا چيپس باتو
اعم از فلفلي و ساده و پيتزا گرفتم كه با آهنگهاي اميد بزنيم تو رگ . اما تا اومدم خودم ديدم پسر خالم منو دزيده برده تو ماشين خودشون !!
.
خلاصه ۲ تايي نشستيم چيپسارو خورديم و امير حسين ( پسر خالم ) عين هميشه چرت و پرت ميگفت اما من كه نميشنيدم چون داشتم اميد جوجو
گوش ميكردم .
خلاصه تا چيپسا تموم شد ديدم باز وايسادن !! چي شده ؟؟ پسر دايي جيش داره
. منم پريدم تو ماشين خودمون و دختر خاله هاي مزاحمو بيرون كردم و تنهايي با آهنگاي اميد فازش بيشتره
.
تا اومديم خودمون هوا تاريك شد !! رسيديم يه جايي ديدم تابلو زده پالنگان سمت چپ !! گفتم بابا
گفت جانم عزيزم دختر خوشگلم
. گفتم تابلو زده بود چپ ردش كرديم !! خلاصه به فرمون من ۶تا ماشين عقب گرد اشتباه اومديم . كي گفته ؟؟ خاطي !!
خلاصه دور زديم پيچيديم راست ( چون دور زديم سمت راستمون ميشه
) ديدم اي داد بي داد اينكه جاده خاكيه سرا زيري با شيب خيلي تند !! هي رفتيم تو و هي نبود هي رفتيم تو خبري نبود !!
تو راه همش بابام غر ميزد كه من چه جوري اين ماشينو بيارم بالا !! يه هو ديدم يه چراغي اون پايين داره سو سو ميزنه ! هوراااااااااااا همينه
. تقريبا رفته بوديم وسط دره . يه هو يه مرده اومد جلو بابام پرسيد آقا اين تفريگاه پلنگان كه ميگن اينجاست ؟؟ مرده گفت هي آقا اينجا دهشه !! خودش يه كم بالاتره
بابام گفت اي خاطره خدا بگم چي كارت نكنه مارو انداختي تو هچل ( درست نوشتم ؟)
خلاصه تو اين تاريكي شب همه مون پيدا شديم كه ماشينا سبك بشن راحت برن بالا . اونا پا گذاشتن رو گاز
و رفتن !!!!! ما مونديم و تاريكي !! سوني اريكسون دارا كه چراغ قوه شون رو روشن كردن و ما نوكيا داراي بد بختم به نور بك گروند بسنده كرديم
. وقتي ديدم اوضا خيلي خيته و همه دارن بهم فحش ميدن mp3 رو در آورديم و اميد
. اونا هي فحش ميدادن منم همش صفا ميكردم
.
خلاصه بعد از 3 كيلومتر راه پيمايي اونم تو شرايطي كه جز نور ماه هيچ نوري نبود و سر بالايي شديدي هم بود رسيديم سر جاده !! چند قدم جلو تر ديدم تابلو زده شيلات پلنگان سمت چپ !! من نميدونم تو بقيه ماشينا چه خبر بود ولي مطمئنم كه همه بهم فحش ميدادن
.
خلاصه ساعت 11 شب رسيديم به يه جايي. گفتيم خانوم اين تفريگاه پلنگان كو آخه ؟؟؟ گفت الان اومدين ؟؟؟
. خب الان چشه ؟؟ گفت الان اونجا همه خوابن
. فردا برين !! ما هم كه چادر نداشتيم !! فقط 2 تا بود. چادر زديم همون وسط و به زور 6-7 نفري توي چادراي 5 نفره جا شديم !! بقيه هم بيرون
رو زمين .
خلاصه صبح شد و ساعت 5 برپا شد !! همه رفتن صبحانه بخورن . منم كه هيچ وقت صبحانه نخوردم تو عمرم گفتم برم اميد بگوشم . رفتم سراغش ديدم زرشك !! شارژم تمومه !!
اما خيالي ني! موبايلم كه بود . پريدم سراغ اون ديدم كه اونم 2 خط شارژ داره ! رفتم تو يه مغازه گفتم آقا من ميشه اينو بشارژم !! گفت خانوم قدمت رو تخم چشم ما
. خلاصه يه 35 دقيقه اي اونجا بودم وقتي ديدم اين فول بشو نيست تشكر كردم و زدم بيرون . وقتي اومدم بيرون ديدم د هه جا تره و بچه نيست !!
همه رفته بودن بدون من
. مامانم اونقدر دورش شلوغ بوده كه منو يادش رفته!!
. خلاصه رفتم بالا ديدم كه آره اوناهاشن داره ميرن . دويدم تا به داييم رسيدم
گفتم اهم . داييم گفت ااا تو مگه جلو نبودي ؟؟؟
رفتم پيش مامانم اونم همينو گفت !! وقتي تحقيق كردم ديدم بله !! كار كاره امير حسينه !! مامانم بهش گفته برو خاطره رو صدا بزن اون گفته خاطي با مامانم رفتتتتتتتتتتتتتتت .
منم پريدم جلو امير حسين بش گفتم يه روز دلو دادم بهت امروز ميخوام پس بگيرم ديگه نميخوام دروغي براي چشمات بميرم
. يه هو چشاي امير حسين گرد شد . گفت خاطي تو چت شده ؟؟ من منتظر بودم دل و رودم رو در بياري بيرون !! اومدي شعر عاشقونه واسم ميخوني ؟؟
گفتم اون خاطي كه با يه حركت روده كوچيكه و بزرگه رو ميكرد يكي و همه رو ميكرد تو معده ات ديگه مرد !! خاطي ديگه خاطي قديم نيست !! خاطي عاشق شده !! بعد براي اولين بار تو عمرم خجالت كشيدم
.
سرمو انداختم پايين و اميد
و صفا
. خلاصه بعد از 40 دقيقه راه پيمايي رسيديم !! رفتيم بالا ديدم بله !! هموني بود كه فكر ميكرديم !! بهشت و شمال غربي ها و اگه نبيني نصف عمرت بر فناست و همش كشكه !!
يه آبشار داشت و يه رود خونه و يه عالم درخت كه زير درختا حالت اتاقاي كوچيك كه با پارچه و گوني و اينا از هم جدا شده درست كرده بودن
.
خلاصه چپيديم تو 2تا از اين اتاق كوچيكا و همه داشتن از گرسنگي ميردن جز من
چون همه صبحانه خورده بودن جز من
. خلاصه مامان بزرگم گفت همه غذاهارو كه ديشب خوردين . تازه ميخواست پياز داغ كنه
.
ما هم پريديم توي رود خونه و آب بازي . طبيعت خدا رو كثيف كرديم و در حين بازي ديدم كه 4تا آدم توي اتاقك بغلي ما دارن نگام ميكنن
خدايي خياي ضايع بودم مانتو قرمز روسري قرمز كفش قرمز كيف قرمز فقط شلوارم سياه بود . اساسي لنگي شده بودم
. منم تا اينارو ديدم حالم گرفته شد و رفتم پيش مامان بابا
. گفتم چي كار كنم چي كار نكنم . يه هو ياد بلوتوس بازي افتادم . تا روشنش كردم هنوز سرچ نكرده بودم كه يه گل خوشگل واسم سند كردن
. منم آرم استقلال رو واسش فرستادم . اصلا توقع نداشتم آرم پيروزي رو بفرسته !!
. خلاصه من هي عكس از بكس اس اس ميدادم اونم از لنگ
. خلاصه كم آوردم ديگه زدم تو كار رپ و پيشرو و تهي و هيچ كس و 2تا عكس خوشدل هم از اميد
دادم بهش . يه هو دخيم اومد تو گفت داري چي كار ميكني ( اونم عاشق بلوتوس بازيه ) گفتم دارم عكس اين لنگيا رو پاك ميكنم .
. يه هو ديدم اون پسره كه هي نگاه ميكرد گفت ااااا بچه ها اين همونه !! واي نميدونين چه حالي شدم
. ياروشروع كرد شماره دادن . صفر نه يك دو .......( بقيه رو نميگم شما ميفهمين ) . اينقدر اين شمارش رو اين مدلي گفت ياد گروه صفر نه يك دو افتادم . شانس آوردم كسي نفهميد
. خلاصه اينكه نهارمون ساعت 3 آماده شد
. من تا 3 همش صفر نه يك دو .. ... ... ... رو ميشنيدم . آخرش خالم گفت اين چيه عين اون تلفنا كه به جاي زنگ شماره يارو رو ميخونن هي داره شماره ميخونه
. به من چه
.
خلاصه نگاه ساعت كردم ديدم 4 شده . گفتم واييييييييييييييي بازي استقلال
. جوري بود كه 2 ساعته از اونجا رسوندمشون سر جاده
. خلاصه نيمه اول بازي كه از دستم در رفت ولي نيمه دوم رو ديدم . 3-2 هم برديم
.
اين بود مسافرت تاريخي من !! راستي پلنگان توي استان كردستانه ! اگه بهتون گفتن بريم خوبه و اينا !! گوش نكنينا !! اصلا خوب نيست . همش ضد حال بود واسه من . ولي خدايي آلبوم o2 رو 300 بار گوش كردم
خيلي حال داد .
فعلا دارم از خستگي مي ميرم برم بخوابم ...
قربون همگي .
o.o 
مجبور نيستي بخوني ...
ديگه خسته شدم
ميخوام همه چي رو بگم . شروعش برام سخته ولي اونقدر حرف دارم كه از يه جايي خودش شروع بشه .
چرا كسايي رو دوست دارم كه دست رسي بهشون سخته . عاشق كسايي ميشم كه منو نميخوان . يا اگه ميخوان جور ديگه ست . شايد مقصر منم كه به دور دستا فكر ميكنم و اطرافمو نميبينم . شايدم خدا ميخواد . من شكايتي ندارم . هميشه ميگم خدا هرچي بخواد بهم ميده . منم به خواست خدا قانع ام . نميخوام شكايت كنم . يا نا شكري كنم . خيلي چيزا دارم كه حتي با دنيا هم عوضشون نميكنم . فقط ميخوام حرفاي دلمو بريزم بيرون .
شايد در تمام طول زندگيم فقط يه چيز رو كم داشتم . و ميدونم واسه بدست آوردنش هنوز زوده . مطمئنم يه روز دارمش . اما كي ؟ من زماني ميخوامش كه نيازش دارم .
آدما تا وقتي كه يه چيزي رو دارن قدرشو نميدونن . وقتي از دستش ميدن تازه ميفهمن كه چي بوده يا كي بوده .
خيلي با خودم جنگيدم كه همچين شخصيتي به خودم نگيرم . اما نشد . ميگن شخصيت آدم از بدو تولدش شكل ميگيره . لعنت به ۱۳ دي كه شخصيت من اون روز شكل گرفت .
اصلا لعنت به من . هيچي مثل اولش نيست . همش ميگيم درست ميشه . اما چيزي كه رفت ديگه بر نميگرده . هركي دنبال كار خودشه . هيچ كي به فكر حتي بغل دستيش نيست . چه برسه به دوست و آشنا . ميخوام بگم كم آوردم . ديگه نميتونم اينجوري زندگي كنم .
خدايا مگه ما جووناي ايروني چه گناهي كرديم . گناهمون جووني نكردنه ؟؟؟ آره هيچ كدوم از ما جووني نميكنيم . دخترا كه حرفشونو نزنين زندگيشون فقط روي رويا ميچرخه . پسرا هم كارشون اينه صبح ميرن بيرون شب ميان خونه . بيرونشونم بيرون نيست . هر جا ميرن ۱۰ تا سرباز و مامور ريخته كه نكنه چي بشه چي نشه ! آره گناه همه ماها اينه كه توي ايران دنيا اومديم . ايراني كه هيچيش به يه مكاني براي زندگي نرفته .
از اين اينترنتمون بگير ازمون پول كه ميگيرن هيچ، سرعتشم روي صفره . از اون ورزشمون كه زنا اينور مردا اونوره . از اين جشن و مراسم گرفتنمون . اين از اوضاع كتاباي مدرسه ، يه مشت چرت و پرت رو ميكنن تو مغز بچه ها . جز رياضي و فيزيك و شيمي و زيست بقيه درسا چرت روي آبه . مخصوصا تاريخ معاصر سال سوم كه همشو يه طرفه نوشتن . اينم از اين وضع توي خيابونامون . از اين نا امني كشورمون . اين جوونايي كه روز به روز نسبت به گذشته عقده اي تر ميشن . بعد اون برنامه مسخره كوله پشتي رو نشون ميدن . نميگن كه چرا اين جوونا اينطوري شدن . علت رو نميدونن دنبال معلول ميگردن . اينم از وضع اقتصادمون . راضي ام بلايي كه سر بم بيچاره آوردن سر كل كشور بيارن همه رو با خاك يكسان كنن . تمدن بخوره تو سرتون . تمدن برا چمه . من زندگي ميخوام . بشينم يه گوشه و هيچ دل خوشي نداشته باشم بعد بگم عب نداره كشورم تمدن داره !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! . پسراي بد بختمون دلشون به سر چهارراه وايسادن خوش بود كه اونم ازشون گرفتن .
حرف رضا پيشرو واقعا طلاست : اينجا جهنم ساكته .
مردم رو الكي سر گرم ميكنن تا مياي خودت ميبيني اي داد بي داد چه خاكي تو سرم شد . مثلا اين برنامه چارخونه به چه درد ميخوره ؟ خدايي هيچ چيز مفيدي داره ؟؟ اين سريالاي مزخرفي كه پخش ميكنن .
به خاطر اين اوضاع نازنين كشورمونه كه يارو تا معروف ميشه و يه پولي ميره تو جيبش ميزاره از كشور ميره . چرا جنگ نميشه !! چرا هيچ كشوري به ما حمله نميكنه . ايران كه عمرا پيروز شه . فوقش بيشتريامون ميميرم اما زندگي واسه بقيه رو ميسازيم . من هيچي از سياست نميدونم . من هنوز خيلي بچه ام . من كاري با كسي ندارم . من فقط حق طبيعيم از يه زندگي رو ميخوام . خودتون دارين تو لجن زار زندگي ميكنين دلتون واسه فلسطين ميسوزه ؟؟؟؟؟
همه اينارو گفتم كه بگم چرا نميتونم كاري رو بكنم كه دوست دارم . چرا نميتونم جايي رو برم كه دلم ميخواد . چرا اجازه ام دست خودم نيست .
يارو معلمه .( معلم خودمون ). با اخم اومده تو ميگه بعضي دختراااااااااااااااااااااا . اينجوري ميگه بعضي دخترا انگار ازشون چي ديده ؟ ميپرسي چي كار كردن . ميگه پفك دستشه با دوستش ميخوره و ميخنده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ( در اين مورد حرفي نزنم بهتره )
انگشتر توي انگشت شستمه . خيلي ببخشيدا ميگن اين نشونه .... هستش !! آخه يعني چي . چرا اين طرز فكراي مسخره رو دور نميندازين . دلم ميخواد توي اون انگشتم بكنم . تا كي بايد به خاطر حرف مفت مردم زندگي كنيم !! تا كي بايد كاري رو بكنيم كه ديگران ميخوان . پس خودمون چي ؟ اين كارو نكن چون اين بدش مياد . اون كارو نيكنيااااااااااااا مردم ميگن دختر / پسر فلانيييييييي . به يارو اينو بگو ناراحت ميشه . اگه گفت فلان چيزتو بده بدياااااا . تا كي تعارف تا كي خرافات . تا كي اعتقادات مسخره .
حرفام زياده . تمومي هم ندارن . تقصير هيچ كي هم نيست . خود مردم ايران فرهنگ بارشون نيست . بايد خودمون دست به كار شيم . از همين چيزاي كوچيك هم بايد شروع كرد . تا وقتي كه توي خيابون داري راه ميري به خودت زحمت نميدي آشغال دستتو ۵ ثانيه فوقش ۱ دقيقه توي دستت بگيري بعد بندازي سطل آشغال . تا وقتي كه خيلي ببخشيدا عين گاو با سرعت ۱۸۰ داري ميري و صداي ضبطتم روي صده . در كل تا وقتي كه شهرتو يه محل واسه تخريب كردن ميدوني . همينه كه هست .
من عاشق شدم ولي به عشقم نميتونم بگم دوستش دارم چون مسخره ام ميكنه . يكي منو دوست داره . همش بهم ميگه دوست دارم اما من مسخره اش ميكنم چون دوستش ندارم . يكي از اونور شهر پاميشه دنبالم راه ميفته تا اين ور شهر كه چي !! ازش يه شماره بگيرم . ميگه زنگ هم نزدي نزن . فقط بگير !!! ميرم بيرون يكي رد ميشه يه تيكه ميندازه ازش خوشم مياد اون قدر نگاش ميكنم كه شايد باز بياد طرفم اما مغرور ميشه خودشو ميگيره و ميره .
اينا همه مثال بود از لذت دخترا و پسرا . همش همينه . چيز ديگه اي هم نيست .
سرتون درد اومد . هميشه همينه . واقعيت ها سر آدمو به درد مياره . اما چيزاي جلف و مزخرف باعث لذت آدم ميشه .
ببخشيد . فعلا ...
بعد از ۲ هفته و اندي سلام
.
چه طورين . همه خوبين . محمد مهدي هم خوبه
ميبينم كه استقلال برد
و رئال مادريد باخت
.
بچه ها يادتونه يه زماني يه كارتون ميداد كه يه مويي بود رنگش قهوه اي بود هر بار يه شكل ميشد !! يه بار خودشو شكل سر قلمو ميكرد يه بار ميرفت رو كله يه مرد كچل !! اسمشو يادتون نيست !!
آخه اينا تو خونه به من ميگن شبيه اوني
امروز خواهرم ديگه حسابي گير داد گفت بپرسم از هركي ميرسه كه اسمش چي بود . ميگفت ميخوام بدونم اسمت چيه
.
يكي از دوستام يه كاري كرده كه يكي از دوستاش از دست دوست دوستش ناراحته !
حالا اگه گفتين نقش من اين وسط چيه !!
.اگه يه كم دقت كنين ميفهمين من كجام
ميبينم كه حميد رضا علي رضا هم از هم جدا شدن
و ديگه از هم ديگر سوا ميخوان زندگي رو يعني كار هنري رو ادامه بدن
. به ما چه . اميدوارم كه هر دو موفق باشن
.اينا برادر نبودن !؟!؟!
. پس چرا به من گفتن برادرن
.
من نميدونم چرا اين روزا همش خواب معدنچي رو ميبينم
هم معدنچي اصليه هم فرعيه
چه ميدونم والله ديشب كه همون اصلا اومده بود خونه مامان بزرگم
هيچ كي محلشو نميزاشت
طفلي گناه داشت اونقدر هم مظلوم شده بود
. راستي معدنچي تو خواب چيه ؟؟؟
.
خب ديگه ... . راستي كل الاجمعين فاميلاي ما ميخوان وسط اوج درس خوندن من منو بلند كنن ببرن مشهد . من همش ميگم آخه من درس دارم نميتونم بيام
ولي همش ميگن بدون تو به ما خوش نميگذره
خلاصه اگه يه هو خبري نشد ازم ديگه حلال كنين
فعلا . قربون همگـــــــــي
سلام
خب به سلامتي ايران هم حذف شد
اونقدر دلم ميخواد ناراحت نباشم ... اما نميشه . گناه داشتيم . خوب بازي كرديم . اما خب مهاجم نداريم ديگه . وحيد هاشميان كه اصلا بازيكن نيست
. رضا عنايتي هم كه از وقتي رفته امارات ...
!!! رسول هم كه فقط سريعه اصلا تكنينك نداره
. چي بگم ديگه . ايران هميشه بي مهاجمي دردش بوده . ولي من موندم جواد برا چي بازي نكرد
.
ولي از وقتي گفتن نيكبخت مصدوم شده و نميتونه بره مالزي من فهميدم كه ايران ديگه تموم
!!! به خاطر اينكه چپ پاي ايران فقط نيكبخته
. مثلا معدنچي رو بردي كه چي !!
. ولي از حق نگذريم بازي با كره خوب بود
.
من آخراي بازي كلاس داشتم مجبور بودم برم بيرون . اونجايي كه وايساده بودم برا ماشين يه مغازه بود كه پر توش آدم بود داشتن بازي رو ميديدن
. منم همش بر ميگشتم تلويزيون تو مغازه رو نگاه ميكردم
. اونقدر برگشتم نگاه كردم پسره گفت خانوم بيا تو
. منم گفتم نه مرسي همين جا خوبه
. يه هو مزدك داد زد گفت مهدوي كيـــــــــــــــــــــا . منم پريدم در مغازه اما تو راه خواستم بيفتم توي جوب آب
ديدم كه مهدي هم كاري نكرد با شرمندگي بر گشتم
. خلاصه آبرم رفت
.
تيم ملي ايرانه ديگه بيشتر از اين نبايد توقع داشت .
دلم واسه قلعه نوعي ميسوزه
. اينا كه فكر نميكنن اگه با ضربات پنالتي ميرفتيم بالا و نيمه نهايي هم بازم با پنالتي ميرفتيم و خلاصه قهرمان ميشديم همش شانسي بوده
!! خدايي بوده ديگه عين ايتاليا
. اما حالا هم كه شانسي باختيم ميگن مقصر قلعه نوعي بوده
. من كه دلم ميسوزه واسش . تازه گفته در مورد استعفا هم بعدن حرف ميزنم
. طفلي امير
.
به هر حال هرچي بود تموم شد . ما حذف شديم . 
قربون همگـــــــــي
فعلا
سلام ![]()
آخه من چه گناهي كردم تيم ملي من بايد ايران باشه !!! ![]()
حالا شانس آورديم به زور اونم با پنالتي مالزي رو برديم ... مالزي كه ۵ تا ۵ تا ميخوره از سر گروه خودش بايد ۲ تا بخوره اونم يكي پنالتي . بايد بريم دست ازبكستان رو ببوسيم كه چين رو برد ...
بازم شانسي بود وگرنه ممكن بود از مالزي ببازيم و سقوط كنيم ![]()
اميدوارم كه كره رو ببره حداقل آبرومون يه كمي حفظ بشه ![]()
من ميخوام بشينم واسه كنكور بخونم . شايد يه كمي كمتر نت بيام و خلاصه بد بختي ما هم شروع شد . البته من خودم خوشم ميادا
. چه ميدونم والا ميگن بايد از درس خوندن خوشت بياد تا بتوني موفق شي
.
البته در اين راه افراد كارداني منو راهنمايي كردن كه ازشون سپاس گذارم ![]()
خلاصه اينكه واسم دعا كنين و اينا ... ![]()
آهان من هك شدما
آيدي جديد من سكرته
اگه ميتونين آيدي خودتون رو واسم بزارين كه من اد كنم اگر هم شما هم مثل من سكرت تشريف دارين بياين ديگه خودتون يه كاريش بكنين
علي دايي رو ديدي چي كار كرد
پاس گل داد واسه تيم منتخبان جهان
. خدايي اگه تيم ملي خودش بود اصلا خوب بازي نميكرد
.
استقلال هم كه قربونش برم فصل آينده ميخواد ليگ رو منفجر كنه
و به همه تيما ميگه زكي . مخصوصا اون سايپا فرصت طلب ![]()
جام ملت ها وسطاي مرداد تموم ميشه . ليگ جديد هم معمولا از شهريور شروع ميشه و هيچ كدوم به من ربطي نداره آخه من ميخوام درس بخونم
.
راستي تولد مهدوي كيا و امير و مايكل كريك هم نزديكه . مباركشون باشه . ۱۱ مرداد هم سالگرد ازدواج ميثم اتوئو و آيلاره . ميثم اتوئو همون ميثم بائو خودمونه 
لازم به ذكره من از مايكل كريك و اتوئو متنفرم . آخه چلسي و رئال مادريد رو دوست دارم ![]()
فعلا . واسم دعا كنين
قربون همه ![]()